مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

254

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و نمىداند كه : او در عين فوات است . يعنى : از وى چيزى بزرگ فوت شده . و مثل او چون مثل آن كسى است كه ببعضى از احكام و كتب آسمانى ايمان آورده و آن در مقام تنزيه است ، به بعض ديگر كافر شده ، و آن در مقام تشبيه است . يعنى كه : تشبيه را باور نداشت ، و به آن اقرار نكرد ؛ و تنزيه را باور داشت و به آن معترف شد . و آن كسى كه خود ايمان به شرايع و احكام ، و كيفيّت اسلام ندارد ، و اتّباع رسل و كتب الهيّه نمىكند ، اگرچه قائل تنزيه است [ چنان كه فلاسفه يا مقلّدان ايشان چون متفلسفه ] امّا چون ايشان از قوّت فكريّهء عقليّه به آن « 14 » رسيده‌اند [ نه بطريق باور داشت رسل و كتب ايشان ] از آن قبيل‌اند كه « 15 » : فضلّوا و اضلّوا و بنور الايمان ما وصلوا . آن تنزيه ايشان را نزد مؤمن محقّق اعتبارى ندارد . يكى از شارحان اين كتاب - رحمه اللّه - گفته كه : حق - جلّ و علا - به تنزيه و تشبيه در يك آيه قائل است ؛ و جمع فرموده ؛ بل ؛ در نيمهء يك آيت ؛ بل در ضمن تشبيه تنزيه نيز فرموده ؛ و آن آيت اين است كه : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ « 16 » . امّا تنزيه در قوله « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » . امّا تشبيه در قوله - تعالى - وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ - . امّا جمع ميان هر دو در نيمه آيتى در قوله - تعالى - لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ، [ بر قول محقّقى كه مىگويد كه : كاف در « كمثله » زايد نيست ] آنگاه معنى چنين باشد كه : هيچ چيز در وجود مماثل مثل او - تعالى - نيست ، و جائى كه مثل او منزّه باشد . از مثل ، او بطريق اولى كه منزّه باشد . و در گفتن « تنزيه مثل » كه اثبات مثل است ، تشبيهى است در عين تنزيه ، تفكّر نماى

--> ( 14 ) - ن : عقليه باز رسيده‌اند ( ك ) . ( 15 ) - ن : از آن قبيله ( ش ) قبيل آمد كه ( ت ) . ( 16 ) - ق ( س 42 - 11 ) ليس .